کلمات مشابه

antibilious
صفرا بر،ضد صفرا،صفرا کش ،صفرا شکن

antibiosis
(زيست شناسى )تضاد بين دو موجود زنده کوچک که بيش از يکى از انها در محيط باقى نميماند،تضاد بين يک ميکرب و فراورده ء ميکرب ديگر که باعث از بين رفتن ميکرب اولى ميشود

antiblackout suit
علوم نظامى : لباس ضد فشار اب

antibonding electron
شيمى : الکترون ضد پيوندى

antibonding orbital
شيمى : اوربيتال ضد پيوندى

antic
غريب و عجيب ،بى تناسب ،مسخره ،وضع غريب و مضحک

anticatalyst
ماده اى که موجب وقفه ء واکنش هاى حياتى موجود مى شود،پاد فروگشا

anticathexis
روانشناسى : نيرو گذارى بازداشتى

antichrist
ضد مسيح ،دجال

antichristian
ضد مسيحيت ،وابسته به دجال