artistic
هنرمندانه , هنري , باهنر
کلمات مشابه

artistic aptitude
روانشناسى : استعداد هنرى

artistic work
کار ذوقي

artistical
هنرى ،هنرنما،هنراميز،صنعتى

artistically
بطور هنرمندانه يا هنرى

artistry
استعداد هنري , هنرمندي

artless
بي هنر , غير صنعتي

artlessly
بطور ساده ياغير صنعتى

artlessness
سادگى ،بى هنرى

artspeak
کامپيوتر : يک زبان برنامه نويسى است براى کمک به استفاده کنندگان کم تجربه طراحى شده است

arty
هنرنما

arundinaceous
نى مانند،بشکل نى

Arvand river
اروند رود

arvicide
کرم حشره کش ،که کرم حشره را ميکشد

Arya
آريا

Aryan
آريان , آرين

معنی artistic به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی