کلمات مشابه

breakthrough
عبور از مانع

breakup
بهم زدن

breast
ممه , سينه بسينه , باسينه دفاع کردن , پستان , نوک پستان , آغوش

breast plate
سينه بند اسب

breast pocket
جيب بغل

breast-feeding woman
مرضع

breath
دم , نفس

breathe
نفس کشيدن , تنفس کردن , دم بر آوردن , هوا خوردن , استنشاق کردن

breathing
ذينفس , تنفس , متنفس

breathless
بي جان , بي نفس