bungler
اشتباه کار
کلمات مشابه

bunion
پينه پا

bunkcombe
نطق وکيل در مجلس براى خودنمايى در پيش وکيل کنندگان

bunker adjustment factor (baf)
بازرگانى : ضريب تعديل سوخت

bunker fuel
علوم نظامى : سوخت يا گازوييلى که به مصرف خود کشتى مى رسد

bunkered
ورزش : افتادن گوى در زمين مانع

bunkhouse
ساختمان خوابگاه

bunlge
سرهم بندى کردن ،سنبل کردن ،ناشيگرى ،خطاکردن

bunny
پينه ،ورم ،اسم حيوان دست اموز( مثل خرگوش)

bunny hop
ورزش : پرش کوتاه

bunsen burner
شيمى : چراغ بونزن

bunsen cell
الکترونيک : پيل بونزن

bunsen gas burner
علوم مهندسى : چراغ گازى ازمايشگاه

bunt
دربيس بال

bunter
ورزش : توپزن ماهر در ضربه بدون تاب دادن چوب بيس بال

bunting
شنل بچگانه

معنی bungler به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی