came
ميله سربي , گذشته فعل
کلمات مشابه

came into force
قانون ـ فقه : مجرى شدن

camel
سار , اشتر , هيون , جمل

camel driver
ساربان

camel litter
هودج ،کجاوه ،محمل

camel(spin)
ورزش : فرفره خوردن بدن در حالت يک پا جلو و يک پا عقب

camel-driver
شتردار

cameleer
ساربان , شترسوار

cameleopardalis
( )= camelopard(ج.ش ).شترگاوپلنگ ،(نج ).ستاره زرافه

camelia
)= camellia(درخت و گل کامليا

Camella
کاميليا , کاميلا

camellia
)= camelia(درخت و گل کامليا

camelopard
( )= cameleopardalis(ج.ش ).شترگاوپلنگ ،(نج ).ستاره زرافه

camelry
لشکرشترسوار

camels thorn
خارشتر

camels-hair
کرک ياپشم شتر،پارچه پشم شتر

معنی came به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی