کلمات مشابه

comact disk
سيدي

comatant
مايل بجنگ

comate
ريشه اي

comb
شانه کردن , خار کردن , قشو کردن , شانه

combat
حرب , مبارزه , مصاف , مصاف کردن

combatant
رزمنده

combative
جنگجو

combativeness
جنگجويي

combinability
قابليت ترکيب

combination
ترکيب , اختلاط