کلمات مشابه

coper
دلال اسب

copernician
وابسته به کپرنيک ستاره شناس لهستانى

copernician system
اصول کپرنيک

copesetic
( )copacetic(ز.ع -.امر ).عمده ،جذاب ،عالى ،درجه يک

copestone
سنگ کتيبه ،سنگ سربنا،(مج ).تاج

copier
رونويس کننده ،مقلد شيوه ديگران درخط وانشاء

coping =capping
معمارى : درپوش

copious
فراوان ،مفصل ،زياد،خيلى

copiously
بفراوانى ،فراوان زياد،مفصلا

copiousness
وفور،برکت