کلمات مشابه

cucullate
(گ.ش -.ج.ش ).شبيه کلاه خود،کلاهک دار

cucullated
خودمانند،مانند خودياباشلق

cucumber
هربوته يا ميوه خيارى شکل

cucurbit
(گ.ش ).کدو،کدوى قليانى

cucurbitaceous
کدويى

cud
نشخوار،تنباکوى جويدنى ،تفکر،تعمق

cudbear
ماده رنگى که ازاشنه يادواله گرفته ميشود

cudchewer
نشخوارکننده

cuddle
دراغوش گرفتن ،نوازش کردن ،در بستر راحت غنودن

cuddlesome
محبوب ،پرنوازش