کلمات مشابه

cudbear
ماده رنگى که ازاشنه يادواله گرفته ميشود

cudchewer
نشخوارکننده

cuddle
دراغوش گرفتن ،نوازش کردن ،در بستر راحت غنودن

cuddlesome
محبوب ،پرنوازش

cuddly
راحت ،نوازش کن

cudgel
چوب زدن ،چماق زدن

cudiometer
شيمى : گنج سنج

cue (stick)
ورزش : چوب بيليارد

cue ball
ورزش : گوى سفيد اصلى که با ان ضربه به گويهاى ديگر بيليارد زده مى شود

cue learning
روانشناسى : نشانه اموزى