کلمات مشابه

ducat
مسکوک طلاى قديمى

duchess
دوشس ،بانوى دوک

duck and drake
اردک نر،پرتاب سنگ روى اب بطوريکه قبل از فرورفتن در اب بچند نقطه از سطح اب بخورد

duck-hook
ورزش : ضربه پيچدار کوتاه

duck soup
کار اسان وسهل

ducker
غوطه زن ،غوطه خور،مرغابى گير

duckfooted
داراى پاهاى شهن ،پا اردکى

ducking
ورزش : شکار مرغابى

ducking-stool
کرسى اى که زنان بدکار رابدان بسته ودراب پرت کرده غوطه ميدادند

duckling
جوجه اردک ،بچه اردک