electoral
انتخاباتي
کلمات مشابه

electoral card
تعرفه انتخاباتي

electoral college
(امر ).هيئت انتخاب کنندگان رئيس جمهور

electoral legislative term
قانون ـ فقه : دوره انتخابيه

electorate
گزينگرگان

electra
(افسانه يونان )خواهراورستس)orestes(

electralloy
الکترونيک : الکترالوى

electress
خانم انتخاب کننده ،خانمى که عضوهيئت انتخاب کنندگان است

electric
برق دهنده , الکتريکي , برقي

electric , drill
علوم نظامى : مته برقى

electric amalgam
الکترونيک : ملغمه برقى

electric apparatus
علوم مهندسى : دستگاه الکتريکى

electric arc current
علوم مهندسى : جريان قوس الکتريکى

electric arch
معمارى : قوس برقى

electric attraction
الکترونيک : جاذبه الکتريکى

electric balance
الکترونيک : تعادل الکتريکى

معنی electoral به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی