epithelioid
برپوشي , شبيه بشره اي
کلمات مشابه

epithelioma
غده خوش خيم و يا بدخيم مشتق از بافت مخاطى

epithelium
روانشناسى : برون پوش

epithelize
بافت پوششي شدن

epithet
صفت ،لقب ،عنوان ،کنيه ،اصطلاح

epithetic
وابسته به لقب ياصفت

epithetical
صفتى ،لقبى ،وصفى ،داراى صفات يا القال

epitome
مختصر،خلاصه رئوس مطالب

epitomist
شخصى که کتابى را خلاصه کند خلاصه نويس

epitomize
خلاصه کردن ،متمرکز کردن ،مجسم کردن ،صورت خارجى به چيزى دادن

epizeuxis
ردالعجز علي الصدر

epizoic
انگل جانور

epizoology
epizootology(،( )epizootiologyج.ش ).علم مطالعه خواص و بوم شناسى و علل شيوع امراض حيوانى

epizoon
انگل برونى

epizootic
ناخوشي همه گيرحيواني

epizootiology
epizootology(،( )epizoologyج.ش ).علم مطالعه خواص و بوم شناسى و علل شيوع امراض حيوانى

معنی epithelioid به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی