کلمات مشابه

epithelioma
غده خوش خيم و يا بدخيم مشتق از بافت مخاطى

epithelium
روانشناسى : برون پوش

epithelize
)=epithelialize(پوشيده شدن با و يا تبديل شدن به بافت مخاطى ،بافت پوششى شدن

epithet
صفت ،لقب ،عنوان ،کنيه ،اصطلاح

epithetic
وابسته به لقب ياصفت

epithetical
صفتى ،لقبى ،وصفى ،داراى صفات يا القال

epitome
مختصر،خلاصه رئوس مطالب

epitomist
شخصى که کتابى را خلاصه کند خلاصه نويس

epitomize
خلاصه کردن ،متمرکز کردن ،مجسم کردن ،صورت خارجى به چيزى دادن

epizeuxis
تکرارتاکيدى