evil-omened
شوم ،بدفال
کلمات مشابه

evil-sained
ملئون ،مشئوم

evil-speaking
افترا،بدگوئى

evil-starred
بداختر،بد طالع

evil-wishing
بدخواه

evildoer
بد کار

evilly
بد خواهانه

evils of imperfect competition
بازرگانى : مضار رقابت ناقص

evincible
نشان دادنى

evincibly
بطوريکه بتوان اثبات کردن

evining dress
لباس شب

evirate
اخته کردن ،خايه کشيدن( از)،سست کردن ،بى نيروکردن

eviration
روانشناسى : هذيان زن شدگى

eviscerate
شکم دريدن

evisceration
عمل شکم پاره کردن ياروده دراوردن ،تهى سازى

evitable
)=avoidable(اجتناب پذير

معنی evil-omened به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی