کلمات مشابه

exciting radiation
شيمى : تابش برانگيزاننده

excitment
هيجان ،برانگيختگى ،خشمگينى ،انگيزش ،تهييج ،اشوب ،فتنه

excitor
عصب يابى محرک

excitron
الکترونيک : اکسيترون

exclaim
ازروى تعجب فرياد زدن ،اعلام کردن ،بعموم اگهى دادن ،بانگ زدن

exclamation
فرياد،بانگ ،علامت تعجب ،حرف ندا

exclamation point
(د ).علامت تعجب ،اين علامت!

exclamatory
ندايى ،تعجبى ،شگفت اور،متضمن فرياد

exclave
ناحيه اى که ازکشورى جداشده وخاک بيگانه انرافراگرفته باشد

exclucivism
بيميلى بداخل کردن ديگران درحلقه خود