flying
پرواز کننده , هواپيمائي , پروازي , پران , سريع السير
کلمات مشابه

flying ambulance
گردونه تندروبراى بردن زخم خوردگان جنگ

flying boat
هواپيماى ابى

flying bridge
پل شناور

flying buttress
طاق مايلى که بديوار ساختمانى تکيه کرده وانرا نگه ميدار د

flying cadet
علوم دريايى : دانشجوى هوايى

flying camp
اردوى سبک وسيار

flying coke
زيست شناسى : دوده

flying colors
موفقيت قطعي

flying dust
گرد

flying field
ميدان فرودگاه

flying fish
ماهي پرنده

flying fox
(ج.ش ).خفاش ميوه خوار)fruit bat(

flying ground
ميدان پرواز،پروازگاه

flying gurnard
(ج.ش ).نوعى ماهى بالدار

flying head
نوک تند رو

معنی flying به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی