foist
چيزى را بجاى ديگرى جا زدن ،جيب برى کردن ،بقالب زدن( چيز تقلبى)
کلمات مشابه

foixed satellite
علوم هوايى : ماهواره ثابت

Fojan
فوجان

fokker
يکجورهواپيماى جنگى المانى

fold
دولاکردن , خم , تاه زدن , چروک , تاه , ماز , تاه کردن , تا کردن

foldaway
کوچک شونده

folded
تاشده , چين چين , تاخورده

folded dipole (antenna)
الکترونيک : انتن دو قطبى دولا

folded in mist
مه گرفته

folded optics
علوم نظامى : وسيله عکاسى يا ديدبانى تا شونده

folded picture
الکترونيک : تصوير تا خورده

folder
پوشه , شوميز

folderol
غير لازم

folding
تاشو

folding machine
علوم مهندسى : دستگاه خم کارى

folding money
)=paper money(اسکناس ،پول کاغذى

معنی foist به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی