force out
بزور خارج کردن
کلمات مشابه

force rendezvous
علوم نظامى : نقطه الحاق هواپيماها يا کشتيها براى اجراى عمليات

force tabs
علوم نظامى : نمودار يا طرح گسترش يکانها يا نيروها طرح زمان بندى شده گسترش نيروها

force-draft cooling
علوم مهندسى : سردکنندگى ونتيلاتورى

force-feed circulation oiling
علوم مهندسى : روغنکارى گردشى تحت فشار

force-feed oiler
علوم مهندسى : روغندان فشارى

force-pump
تلمبه ضغطه اى

forced
تحميلي , ناگزير , زورکي , وادار

forced alternating current
الکترونيک : جريان متناوب فشرده

forced contract
قانون ـ فقه : عقد مکره

forced convection
علوم مهندسى : تبادل حرارت اجبارى

forced cooling
خنک سازى چيزى

forced crossing
علوم نظامى : عبور اجبارى از رودخانه

forced distribution rating
روانشناسى : درجه بندى با توزيع معين

forced fantasy
روانشناسى : خيال فراخوانده

forced flood lubrication
علوم مهندسى : روغنکارى تحت فشار