کلمات مشابه

forgiven
آمرزيده

forgiveness
مغفرت , غفران , عفو , بخشايندگي , بخشايش , آمرزيدگي , بخشش , آمرزش

forgiving
باگذشت , خطابخش , با گذشت , بخشايشگر , بخشنده , غفار , بخشاينده

forgotten
فرا موش , فراموش شده , از ياد رفته , فراموش , يادرفته

fork
چنگال , محل انشعاب

forky
چنگالي

forlorn
مهجور , بي کس

form
فرم , تشکيل يافتن , تشکيل دادن , ورقه , سرشتن , شکل گرفتن , صيغه , شکل , شکل دادن , وجه

form a callus
پينه زدن

form an abscess
پيله کردن