foxglove
(گ.ش ).ديژيتال سرخ ،گل انگشتانه
کلمات مشابه

foxhole
(نظ ).سنگر بزانو،سوراخ روباه

foxhound
(ج.ش ).تازى مخصوص شکار روباه

foxhunt
شکار روباه باتازى ،باتازى شکار روباه کردن

foxiness
روبه صفتى ،بدرنگى ،ترشيدگى کفک زدگى

foxtail
دم روباه ،يکجورعلف که درسران خوشه هايى مانند دم روباه دارد

foxtail lily
(گ.ش ).نوعى گياه بادوام( از تيره سوسنيان)

foxtail millet
(گ.ش ).ارزن ايتاليايى)setaria italica(

foxtrot
فکس ترت:يکجور رقص امريکايى

foxy
روباه صفت ،حيله باز،حنايى ،ترشيده

foy
سورى که بخاطر مسافرت ميدهند،مهمانى

foyer
مرکز اجتماع

Foz Del Iguacu
فزدل ايگuآکو

Fozhan
فوژان

fr (fixed ratio)
روانشناسى : نسبتى ثابت

fra
(درميان راهبان )برادر

معنی foxglove به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی