کلمات مشابه

foxhole
(نظ ).سنگر بزانو،سوراخ روباه

foxhound
(ج.ش ).تازى مخصوص شکار روباه

foxhunt
شکار روباه باتازى ،باتازى شکار روباه کردن

foxiness
روبه صفتى ،بدرنگى ،ترشيدگى کفک زدگى

foxtail
دم روباه ،يکجورعلف که درسران خوشه هايى مانند دم روباه دارد

foxtail lily
(گ.ش ).نوعى گياه بادوام( از تيره سوسنيان)

foxtail millet
(گ.ش ).ارزن ايتاليايى)setaria italica(

foxtrot
فکس ترت:يکجور رقص امريکايى

foxy
روباه صفت ،حيله باز،حنايى ،ترشيده

foy
سورى که بخاطر مسافرت ميدهند،مهمانى