germiculture
پرورش ميکروب
کلمات مشابه

germin
جوانه زدن ،اغازروييدن کردن ،سبزشدن

germinal
نطفهاي

germinal area
قسمتى از پلاستودرم که جنين اصلى مهره داران را تشکيل ميدهد

germinal period
روانشناسى : دوره نوجنينى

germinant
جوانه زننده , سبز شونده

germinate
تنديدن

germination
جوانه زني , جوانه زايي

germinative
وابسته به رويش تخم

germplasm bank
زيست شناسى : بانک گونه ها

germtheory
فرض اينکه ميکروب وسيله واگيره ناخوشى است

gerontic
وابسته به پيرى ،پيرانه ،داراى ضعف پيرى

gerontocracy
حکومت سالخوردگان

gerontocrasy
حکومت پيران

gerontological
وابسته بامراض پيرى

gerontologist
متخصص امراض پيرى

معنی germiculture به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی