کلمات مشابه

germin
جوانه زدن ،اغازروييدن کردن ،سبزشدن

germinal
نطفه اى ،تخمى ،جرثومه اى ،بدوى ،اصلى ،جنينى

germinal area
قسمتى از پلاستودرم که جنين اصلى مهره داران را تشکيل ميدهد

germinal period
روانشناسى : دوره نوجنينى

germinant
رويان ،جوانه زننده ،سبز شونده

germinate
جوانه زدن ،شروع به رشد کردن ،سبز شدن

germination
رويش ،جوانه زنى ،سبز شدن

germinative
وابسته به رويش تخم

germplasm bank
زيست شناسى : بانک گونه ها

germtheory
فرض اينکه ميکروب وسيله واگيره ناخوشى است