glisten
درخشيدن ،جسته جسته برق زدن
کلمات مشابه

glisteningly
بطور درخشان

glister
)glisten(درخشيدن ،برق زدن

glitter
براق شدن , سوسو , زرق و برق , برق زدن , سوسو زدن , تلالو

glittering
سوسوزن

glittery
پر تلالو

glm
ورزش : روش اموزش اسکى به بزرگسالان با اسکى کوتاه

gloam
)twilight(غروب

gloaming
dusk(، )twilightغروب ،تاريک و روشن

gloat
نگاه از روى کينه و بغض ،نگاه عاشقانه و حاکى از علاقه ،نگاه حسرت اميز کردن ،خيره نگاه کردن

gloatingly
با نگاه خيره ،با نگاه ،حسرت اميز،از روى چشم چرانى

glob
کره کوچک

global
جهاني

global backup
کامپيوتر : پشتيبانى کلى

global character
کامپيوتر : کاراکتر سراسرى

global knowledge
کامپيوتر : اطلاع سراسرى

معنی glisten به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی