کلمات مشابه

he has no enterprise
دل ندارد که به کارهاى مهم دست بزند

he has no excuse what
هيچ( گونه ) عذرى ندارد

he has no friends
او هيچ دوست و اشنايى ندارد

he has no manners
اداب ندارد،ايين معاشرت نميداند

he has no temperature to day
امروز تب ندارد

he has none the wiser
چيزى براطلاعتش افزوده نشد

he has nostomach for the fight
سر دعوا ندارد،حال دعوا ندارد

he has not come
نيامده است

he has nothing in him
همچو ادم با وجودى نيست ،(همچو )کسى نيست

he has nothing of his own
از خود( ش ) چيزى ندارد