he has never seen a lion
او هرگز شير نديده است
کلمات مشابه

he has no enterprise
دل ندارد که به کارهاى مهم دست بزند

he has no excuse what
هيچ( گونه ) عذرى ندارد

he has no friends
او هيچ دوست و اشنايى ندارد

he has no manners
اداب ندارد،ايين معاشرت نميداند

he has no temperature to day
امروز تب ندارد

he has none the wiser
چيزى براطلاعتش افزوده نشد

he has nostomach for the fight
سر دعوا ندارد،حال دعوا ندارد

he has not come
نيامده است

he has nothing in him
همچو ادم با وجودى نيست ،(همچو )کسى نيست

he has nothing of his own
از خود( ش ) چيزى ندارد

he has passed the chair
رياست داشته است ،رئيس بوده است

he has raving mad
چنان ديوانه( شده ) بودکه کسى جلواورانمى توانست بگيرد

he has run his race
دوره( زندگانى ) خودراپيموده( ياطى کرده ) است

he has seen sevice
کارکرده است ،کارازموده است ،کهنه کار است

he has small greek
کمى يونانى ميداند

معنی he has never seen a lion به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی