he is now at rest
اکنون اسوده است ،يا اسوده شد
کلمات مشابه

he is of greek origin
اصلا يونانى است ،اصلش يونانى است

he is of no service to us
بکار ما نميخورد،بدرد ما نميخورد

he is off to the war
رهسپار جنگ شده است ،رفته است به جنگ

he is on as hamlet
سهم هملت را در نمايش به فلان داده اند،او هملت بازى مى کند

he is on his last legs
پايش لب گوراست ،در دم واپسين زندگى است ،کار و بارش خوب نيست

he is on his legs
بر پا ايستاده است ،از بستر برخاسته است ،کارش داير است

he is on leave
او در مرخصى است

he is on our side
(در )طرف ما،طرفدار ما است

he is on the spree
سر خوش است ،کله اش گرم است

he is on the wrong scent
سر رشته کار را گم کرده است

he is out and a bout
از بستر برخاسته و اماده بيرون رفتن است

he is out in his reckoning
از حساب پرت است

he is out of his senses
حواسش پريشان( ياپرت ) است ،بهوش نيست

he is out of huomor
سر خلق نيست ،سر دماغ نيست ،دماغ ندارد

he is possessed of wealth
او داراى ثروت است( دولتمنداست)

معنی he is now at rest به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی