کلمات مشابه

hibiscus
(گ.ش ).هرنوع گيان يا بوته يا درخت از جنس باميه از خانواده پنير کيان

hic jacet
(م.ل ).در اينجا خفته است ه ،کتيبه روى قبر،نوشته روى سنگ قبر

hiccough
)hiccup(سکسکه ،سکسکه کردن

hiccup
)hiccough(سکسکه ،سکسکه کردن

hick
(ز.ع -.امر ).دهاتى جاهل ،احمق ،نفهم

hickey
لوله خم کن ،يکجوراتصالى برق

hickory
(گ.ش ).درخت گردوى امريکايى ،چوب گردوى امريکايى

hickwall
دارکوب سبز

hid
مخفى شده ،مخفى

hidalgo
(در اسپانيا )اقا،مرد