his action pleased me
کاراومرا خوشنودساخت ،از کارش خوشنوديا راضى شدم
کلمات مشابه

his age is less than mine
سال او کمتر از سال من است

his almost night
تقريباشب است ،نزديک شب است

his appeal met no response
پاسخى پدر خواست که او ترسيد

his bare word
قول خشک وخالى او

his blood beon us
خونش به گردن ماست

his blood is up
خشمش افروخته است ،اماده جنگ است

his britannic majesty
اعليحضرت پادشاه انگلستان

his coat was in blue velvet
نيمتنه اش( از )مخمل ابى بود

his conduct is object
رفتارش قابل اعتراض است ،رفتارش رضايتبخش نيست

his days (oryears)a numbered
عمرش نزديک است به پايان برسد

his eminece
جناب ،حضرت

his eminence
شت

his english is weak
مايه انگليسى اوکم است

his excellency
قانون ـ فقه : جناب اقاى

his eyes were inflammed
چشمهايش اماس کرد

معنی his action pleased me به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی