کلمات مشابه

hyperbolically
بطور مبالغه ،از روى اغراق

hyperbolism
مبالغه گوئى

hyperbolist
اغراق گو

hyperbolize
گزافه گويى کردن ،اغراق گفتن ،بدرجه اغراق اميزى بزرگ کردن

hyperborean
(باحرف کوچک )ساکن دورترين نقطه شمالى زمين ،بسيار سرد

hypercapnia
ورزش : افزايش کربن اکسيد در خون

hypercard
کامپيوتر : نوعى محيط برنامه نويسى که تمام شکل هاى گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هايى از کارت شاخص دار سازمان مى دهد هايپرکارت

hypercatalectic
داراى هجاى زائد( در شعر يا نثر )مخصوصا در اخر

hypercathexis
روانشناسى : نيروگذارى زياد

hyperconjugation
شيمى : فوق مزدوج شدن