کلمات مشابه

hypermetric(al)
داراى سبب زائد،زائد

hypermetrope
ادم دوربين

hypernoea
دم زدن بسيار تند،تنفس سريع

hyperon
(فيزيک )جرمى که حد فاصل بين پروتون ونوترون دو اتم است

hyperope
(طب )مبتلا به مرض دوربينى ،شخص دوربين

hyperorexia
روانشناسى : پراشتهايى

hyperosmia
روانشناسى : شدت حس بويايى

hyperostosis
(طب )رويش غير طبيعى استخوان ،کلفت شدگى استخوان ،برامدگى استخوان

hyperphagia
روانشناسى : پرخورى

hyperphyscal
مافوق طبيعت