کلمات مشابه

hyperthyroid
(طب )ازدياد فعاليت غذه درقى

hyperthyroidism
روانشناسى : پرکارى تيروئيد

hypertonicity
روانشناسى : فزونى تونوس عضلانى

hypervelocity
علوم نظامى : سرعت دهانه اى و ابتدايى توپى که از ¹¹¹ 1متر در ثانيه بيشتر باشد

hypervigilance
روانشناسى : گوش به زنگ بودن

hypervitaminosis
(طب )ناراحتى هاى حاصله در اثر ازدياد ويتامين در بدن

hypethral
روباز،بى سقف ،بى پوشش ،رو به اسمان

hyphen
خط ربط،نشان اتصال ،ايست درسخن ،بريدگى ،خط پيوند در موارد زير بکار ميرود،براى پيوستن چند کلمه بيکديگر مثلNorth west ،براى پيوستن هجاهاى جدا شده از يکديگر در اخرسطر،براى نشان دادن وقفه ياترديد يا لکنت زبان در رمان ها بکار ميرود مثل ah-ah و غيره

hyphen(ate)
چسباندن ،با خط پيوند نوشتن

hyphenate
باخط پيوند چسبانيدن ،با خط پيوند نوشتن ،بوسيله خط داراى فاصله کردن( کلمات)