i p to arrange an intrriew
قصد دارم که مصاحبه اى ترتيب دهم
کلمات مشابه

i paid dear for it
براى من گران تمام شد

i paid dearly for it
بسيار گران برايم تمام شد

i paid him out well
خوب از جلوش درامدم ،خوب تلافى بسرش دراوردم

i paid his d. wages
مزد او را انچه لازم بود دادم

i paid the debt plus interest
بدهى را با بهره ان دادم

i parted from(orwith)
تمام ان دارايى يا مال را از دست دادم

i passed an uneasy night
ديشب ( يا ان شب ) ناراحت بودم ،شب بدى گذراندم

i pause for a reply
منتظر پاسخ هستم ،خاموش مانده ام که پاسخ بگيرم

i please to do it
خوش دارم که اين کار را بکنم ،خوشم مى ايد

i profited by his advice
از پند ( يا نصيحت ) وى سود بردم

i promise to come
قول ميدهم بيايم

i provided for his safety
وسائل سلامت او را فراهم کردم

i put it down to his ignorance
من اينرا ( ناشى ) از نادانى او ميدانم

i put the population at 20000
نفوس انجا را ¹¹¹¹ 2تن براورد مى کنم

i raked all algebra
جبر و مقابله را زير و رو کردم ( يا خوب جستجو کردم)

معنی i p to arrange an intrriew به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی