intramercurial
واقع در مدار تير و عطارد
کلمات مشابه

intramolecular
درون ذرهاي

intramolecular force
شيمى : نيروى درون مولکولى

intramolecular hydrogen bond
شيمى : پيوند هيدروژنى درون مولکولى

intramolecular rearrangement
شيمى : نوارايى درون مولکولى

intramontane
واقع در کوهستان

intramural
واقع در اين سوى ديوارها،درونى ،داخلى

intranational
ملى

intransigeance
intransigence(، )intransigencyسخت گيرى در سياست ،ناسازگارى ،عدم تراضى

intransigence
عدم تراضي

intransigency
عدم تراضي

intransigent
سر سخت

intransitive
فعل لازم

intransitively
بطور لازم

intrant
ورود رسمي , نفوذ کننده , مقامي ميشود

intrapermafrost water
علوم نظامى : ابهاى زيرزمينى واقع در لايه منجمد زمين

معنی intramercurial به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی