invasion
تاخت و تاز , مهاجمه
کلمات مشابه

invasive
هجوم کننده ،تاخت وتاز کننده

invasive operation
عمليات گسترده

invcersely
بعکس ،بطور وارونه ،بطور معکوس ،معکوسا

invection
حرف سخت ،پرخاش ،سخن حمله اميز،طعنه ،سخن سخت زننده

inveglement
فريب ،اغوا،گول زنى ،گمراه ،ريشخندسازى ،گمراهى فريفتگى

inveigh
سخن سخت گفتن ،با سخن حمله کردن ،(با )againstمورد حمله قرار دادن

inveiglement
فريفتگي

inveigler
فريبنده ،گول زن ،گول زننده ،اغوا کننده ،گمراه سازنده

inveluntary partnership
قانون ـ فقه : شرکت قهرى

invenit
ساخت ،اختراع کرد

invent
اختراع کردن , ابداع کردن , ابتکار کردن

invent lies
دروغ ساختن

invented
اختراعي , من درآوردي

inventible
قابل اختراع ،قابل جعل

inventing
ابداع کننده

معنی invasion به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی