inversive
برگرداندنى ،مبنى بر قلب
کلمات مشابه

invert
قلب عبارت , وارو کردن , سخن واژگون , وارونه کردن , سوء تعبير , واگردانيدن , نگون کردن , بالعکس کردن

invert arch
طاق برگردانده ،طاق وارونه

invert matrix
بازرگانى : ماتريس معکوس

invert suger
شيمى : قند معکوس

invertebracy
بى مهرگى

invertebral
بى مهره

invertebrata
بي مهرگان

invertebrate
غير ذيفقار , بي مهره

invertebrates
روانشناسى : بى مهرگان

inverted
وارو , برگشته , نگون , مقلوب , وارونه , نگونسار

inverted camel
ورزش : نوعى چرخش در حالى که پاى ازاد مستقيم است

inverted commas
نام اين دو نشان که در سوى عبارات نقل قول شده مى گذارند

inverted converter
الکترونيک : تبديلگر وارون

inverted cross
ورزش : بالانس صليب

inverted engine
علوم هوايى : موتور وارون

معنی inversive به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی