invert arch
طاق برگردانده ،طاق وارونه
کلمات مشابه

invert matrix
بازرگانى : ماتريس معکوس

invert suger
شيمى : قند معکوس

invertebracy
بى مهرگى

invertebral
بى مهره

invertebrata
بي مهرگان

invertebrate
غير ذيفقار , بي مهره

invertebrates
روانشناسى : بى مهرگان

inverted
وارو , برگشته , نگون , مقلوب , وارونه , نگونسار

inverted camel
ورزش : نوعى چرخش در حالى که پاى ازاد مستقيم است

inverted commas
نام اين دو نشان که در سوى عبارات نقل قول شده مى گذارند

inverted converter
الکترونيک : تبديلگر وارون

inverted cross
ورزش : بالانس صليب

inverted engine
علوم هوايى : موتور وارون

inverted l antenna
الکترونيک : انتن معمولى راديو

inverted opening
ورزش : گشايش معکوس