کلمات مشابه

invert suger
شيمى : قند معکوس

invertebracy
بى مهرگى

invertebral
بى مهره

invertebrata
بى مهرگان ،جانوران بى مهره

invertebrate
بدون استخوان پشت ،بدون ستون فقرات ،بى مهره ،غير ذيفقار،(مج ).نااستوار،بى عزم

invertebrates
روانشناسى : بى مهرگان

inverted
ورزش : وارونه

inverted camel
ورزش : نوعى چرخش در حالى که پاى ازاد مستقيم است

inverted commas
نام اين دو نشان که در سوى عبارات نقل قول شده مى گذارند

inverted converter
الکترونيک : تبديلگر وارون