inverting circuit
کامپيوتر : مدار معکوس کننده
کلمات مشابه

invest
سرمايه گذاري کردن

invested with power
داراى اختيار،اختيار داده شده

investigable
قابل رسيدگى

investigate
تحقيق کردن , تفحص کردن , تحقيقات بعمل آوردن , پژوهيدن , جستار کردن , رسيدگي کردن , تجسس کردن

investigating
متجسس

investigation
رسيدگي , تحقيق , بازپرسي , کندوکاو , غور , تفحص , وارسي , تجسس , تتبع , بازخواني

investigation in the supreme court
قانون ـ فقه : رسيدگى فرجامى

investigative
مبنى بر رسيدگى ،تحقيقى ،باز جو ( ينده)

investigator
محقق , بازجو , متجسس

investigatory
وابسته به رسيدگى ،تحقيقى ،مبنى بر رسيدگى

investing
سرمايه گذار

investiture
اعطاي نشان , اعطاء , دادنامتياز

investiture of a robe
اعطاى خلعت ،خلعت دادن

investiture with an office
اعطاى منصب ،برگمارى بکار

investment
سرمايه گذاري

معنی inverting circuit به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی