کلمات مشابه

invigilation
پاييدن شاگردان هنگام امتحانات ،نظارت در امتحانات

invigorating
نيرو بخش ،مقوى ،قوت دهنده

invigoration
تقويت

invination
اميختگى خون عيسى در باده اى که در عشاربانى مينوشند

invincibility
شکست ناپذيرى

invincible
شکست ناپذير،مغلوب نشدنى

invioable
قانون ـ فقه : مصون

inviolably
بطور مصون ،با مصونيت ،بطور تخلف ناپذير،چنانکه سزاوارحرمت باشد

inviolacy
بى حرمت نشدگى ،دست نخوردگى ،نقض نشدگى ،مصونيت

inviolacy motive
روانشناسى : انگيزه ايراد گريزى