کلمات مشابه

justification
هم ترازي , توجيه

justified
مصلحتآميز , هم تراز

justifier
توجيه کننده

justify
توجيه کردن

justly
انصافاً , الحق , حقا

juvenescent
نو جوان

juxtapose
بهم جفت کردن

Kabila
کابيلا

kabob
کباب

Kabul
کابل