کلمات مشابه

knickknack
خرت وپرت ،چيزقشنگ وکم بها،(ز.ع ).بازيچه کوچک

knickrtbocker
اهل نيويورک

knife
:)vt.& vi.(چاقو زدن(به)،کارد زدن( به)، :)n.(چاقو،کارد،گزليک ،تيغه

knife board
ميزى که روى ان کاردهاراپاک مى کنند،نيمکت دوطرفه دربالاى امنيبوس

knife-boy
خانه شاگرد

knife-grinder
چاقو تيزکن

knife-machine
ماشين کارد پاک کنى

knight bachelor
(انگليس قديم )پايين ترين مرتبه سلحشورى قديم انگليس

knight errant
شواليه سيار،دلاورحادثه جوى سيار

knight errantry
سلحشورى سيار،جمعيت سلحشوران ،مقام سلحشورى