knock-down
گيج کننده ،مجاب کننده ،ضربت ،مشت زنى ،نوشابه تند
کلمات مشابه

knock-knees
زانوى کج

knock-out
ناتوان سازنده ،زمين زن ،بيرون انداز

knock-out tournament
ورزش : تورنمنت حذفى شطرنج

knockdown
ورزش : ناک دان

knocker
کوبنده

knocker up
بيدارکن ،کسيکه بردرخانه هاميزندتاکارگران را ازخواب بيدارکند

knocking
دق الباب , دق , تغ تغ , کوبي

knockout
ضربت قاطع , ضربه فني کردن , ضربه فني

knockstone
کنده اى که روى ان سنگ هاى معدنى راخردميکنند،کنده

knoit
صداى در،درزنى ،کوبش در،دق الباب ،ضربت ،تغ تغ ،خرده گيرى

knoll
نوک تپه

knolly
ناهموار،تپه دار

knop
قلاب نخ

knosp
دگمه ،برامدگى ،غنچه

knot
بهم پيوستن , منگوله , گره دار کردن , گره , گرهدار کردن , منگولهدار کردن , عقده

معنی knock-down به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی