malignancy
بدخيمي
کلمات مشابه

malignant
بدخيم , صدمه رسان , کينه جو , خبيث , زيان آور

malignantly
بدخواهانه ،کينه جويانه ،خبيثانه ،بطور خطرناک يا ردى

maligner
بدگو

malignity
ردالت , ردائت

malignly
بطور زيان اور،بد خواهانه

Maliheh
مليحه

malines
تور ظريف ابريشمى و اهاردار که براى لباس وکلاه زنانه بکار ميبرند

malinger
تمارض کردن

malingerer
سربازياملوانى که خود را بناخوشى ميزند و از زير کار شانه خالى ميکند

malingering
متمارض

malinvestment
بازرگانى : سرمايه گذارى نامناسب

malism
عقيده باينکه اين جهان روى همرفته بد جهانى است

malison
فحش ،ناسزا،نفرين

malkin
لولوي سرخرمن , ماده ديو , زن شلخته

mall
پياده رو پردرخت وسايه دار،تفرجگاه

معنی malignancy به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی