matchmaker
دلال ازدواج , دلاله
کلمات مشابه

matchwood
يک تکه چوب ،چوب کبريت

mate
جنسي کردن , همتا , جفت کردن , جفت گيري کردن , لنگه , شاه مات کردن

mateless
بى جفت ،بى همدم

matelot
ملوان ،ملاح ،رنگ ابى مايل بقرمز

matelote
يکجور خوراک ماهى که با شراب و پياز و چيزهاى ديگر درست مى کنند

mater
سخت شامه , نرم شامه

materfamilas
بانوى خانه ،مادر خانواده ،کدبانو

materfamilias
مادر خانواده , زن خانه

materia medica
دارو

material
جسم دار , ماده , جنس , علياف , ثروت دوست , مادي

material and spiritual
مادي و معنوي

material balance
شيمى : موازنه مواد

material control
بازرگانى : کنترل مواد

material cost analysis
بازرگانى : تجزيه و تحليل هزينه مواد

material costs
بازرگانى : هزينه هاى مواد

معنی matchmaker به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی