memiscus
عمران : زاويه تماس بين سطح مايع و جدار ظرف
کلمات مشابه

memnetary
زودگذر , کم دوام

memo
ياداشت , يادداشت

memoir
شرح حال

memorabilia
خاطرات

memorability
قابل يادداشت بودن

memorable
ياد آوردني

memorandom
بازرگانى : اساسنامه

memorandum
تذکاريه , شرکت نامه

memoria technica
فن هوش افزايى ،فن يا شيوه اى که بوسيله ان يادوهوش رانيرومندميسازند

memorial
لوحهيادبود , يادگار

memorial service
مجلس تذکر

memorialist
نويسنده ياد بود يا لوحه

memorialize
برسم يادگار نگاه داشتن ،ياداورى کردن

memorize
از بر کردن , از برکردن , حفظ نمودن , حفظ کردن , حاضر کردن

memorized things
محفوظات