کلمات مشابه

misalliance
وصلت ناجور،اتحاد وائتلاف نامناسب

misallocation of resources
بازرگانى : تخصيص نادرست منابع

misanthrope
مردم گريز،انسان گريز

misanthropic
مربوط به انسان گريزى

misanthropic(al)
بيزار از انسان ،متنفر از بشر،مردم گريز،ناشى از تنفرنسبت به بشر

misanthropist
کسيکه از جامعه و از انسان بيزار است

misanthropy
روانشناسى : انسان بيزارى

misapplication
استعمال بيجا،اسناد غلط،سوء استعمال

misapply
بطور غلط بکار بردن ،بيموقع بکار بردن

misapprehend
درست نفهميدن ،بد فهميدن ،نادرست فهميدن