monolithic integrated circuit
کامپيوتر : مدار مجتمع يکپارچه
کلمات مشابه

monolog
)monologue(تک سخنگويى ،صحبت يک نفرى

monological
وابسته بشيوه تنهاسخن گويى ،تنها سخن گو،خودگووخودشنو

monologist
تک سخنگو،خود گو،و خودشنو

monologue
)monolog(تک سخنگويى ،صحبت يک نفرى

monology
گفتگو باخود

monomaia
جنون درمورد بخصوصى ،وسواس در چيزى

monomania
ديوانگى در يک موضوع ،ديوانگى ويژه

monomaniac
ديوانه يک موضوع

monomer
تکپار

monomeric unit
شيمى : واحد تکپار

monometalism
قانون ـ فقه : سيستم يک فلزى براى پشتوانه پول

monometallic
مبنى بر يک فلز،داراى يک فلز

monometallism
يک فلزى ،قرار دادن واحد پول براساس يک فلز

monomethyl hydrozine
علوم هوايى : منو متيل هيدروزين

monomial
يک اصطلاحي , يک زماني

معنی monolithic integrated circuit به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی