کلمات مشابه

monolog
)monologue(تک سخنگويى ،صحبت يک نفرى

monological
وابسته بشيوه تنهاسخن گويى ،تنها سخن گو،خودگووخودشنو

monologist
تک سخنگو،خود گو،و خودشنو

monologue
)monolog(تک سخنگويى ،صحبت يک نفرى

monology
گفتگو باخود

monomaia
جنون درمورد بخصوصى ،وسواس در چيزى

monomania
ديوانگى در يک موضوع ،ديوانگى ويژه

monomaniac
ديوانه يک موضوع

monomer
علوم هوايى : تکپاره

monomeric unit
شيمى : واحد تکپار