no
نه , خير , هيچ
کلمات مشابه

no date
بى تاريخ

no decompression dive
ورزش : غواصى کوتاه مدت يا در عمق کم که به هنگام صعود نياز به توقف يا مکث در زير اب ندارد

no doubt
بى شک ،بدون ترديد

no end of
بسيار،زياد

no enemy is insignificant
دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد

no entry
عبور ممنوع

no fly zone
منطقه ممنوع پرواز

no hurry
عجله اى نيست ،شتاب نداريم

no joy without a
نوش بانيش است راحت محض ميسرنشودنيست به صامى

no known loss
بازرگانى : زيان نامعلوم

no matter how he has done it
هر جور ميخواهدکرده باشد،قطع نظر از اينکه چه جوراين کار را کرده است

no more of that
بس است ديگر

no new is good new
نبودن خبر،يارويدادتازه خوديک خبر خوشى است

no offences was meant
مقصود( م ) توهين نبود

no one
هيچ احدي

معنی no به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی