plumpness
سميني
کلمات مشابه

plumpy
گوشتالو،فربه

plumulaceous
داراى پرهاى ريز،مانندپرهاى زير

plumulate
(گ.ش ).داراى پرهاى ظريف و ريز

plumule
پر زبر , ساقه چه , پر ريز

plumy
شبيه پر

plunder
يغما , تالان , بيغما بردن , نهب , تاراج کردن , تاراج , چپاول کردن , چاپيدن , تطاول , چپاول , غارت

plunderable
غارتي

plunderage
غارت

plundered
غارتي , غارت زده , منهوب

plunderer
يغماگر , غارتگر , چپاولگر , تاراجگر

plundering
غارتگري , يغماگري

plundery
غارتگري

plunge
شيرجه , افت , غوطهدادن , گودال عميق , غوطه دادن , ناگهان داخل شدن , غوطه ور شدن , غوطه ورساختن , غوطه خوردن , غوطهورساختن , سقوط سنگين , سرازيري تند

plunge 2
فروبردن ،غوطه ورساختن ،سخت دچارکردن ،غرق کردن ،درزمين فروکردن

plunge battery
الکترونيک : باترى با الکترد شناور

معنی plumpness به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی