predict
پيش بيني کردن
کلمات مشابه

predictability
روانشناسى : پيش بينى پذيرى

predicted
پيشبيني شده

predicted log racing
ورزش : مسابقه قايق موتورى با پيشبينى قبلى زمان از طرف راننده

predicted score
روانشناسى : نمره پيش بينى شده

predicting interval
علوم نظامى : فاصله زمانى پيش بينى شده هدف سبقت پيش بينى شده هدف

prediction
پيشبيني , پيش بيني , غيبگويي

predictive
پيشگويانه

predictive efficiency
روانشناسى : کارايى پيش بينى

predictive power
روانشناسى : قدرت پيش بينى

predictive reports
کامپيوتر : گزارشات پيش گويانه

predictive validity
روانشناسى : اعتبار پيش بين

predigest
قبلا هضم کردن

predigestion
هضم سريع و از روى عجله ،هضم مصنوعى بوسيله دارو وغيره ،سهل الهظم سازى ،تسهيل

predilection
تمايل قبلى ،رجحان ،برگزيدگى ،جانبدارى

predispose
مستعد کردن ،زمينه را مهيا ساختن

معنی predict به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی