prehistoric
ماقبل تاريخي , ماقبل تاريخ
کلمات مشابه

prehistoric times
ازمنه ماقبل تاريخ

prehistorical
ماقبل تاريخي

prehistory
ماقبل تاريخ

prehominid
( )=prehominidae(ج.ش ).پستانداران معدوم انسان نماى اوليه

prehominidae
( )=prehominid(ج.ش ).پستانداران معدوم انسان نماى اوليه

prehuman
پيش از پيدايش انسان

preignition
احتراق قبل از وقت ،پيش افروزش

preintuitive
روانشناسى : پيش شهودى

preist
کشيش

prejudge
پيش داوري کردن

prejudgment
تصديق بلا تصور،قضاوت قبل از وقوع

prejudicate
نرسيده به حکم کردن ،بى رسيدگى راى دادن در باره

prejudication
تصديق بلا تصور،صدور راى پيش از رسيدگى

prejudice
غرض ورزي , تعصب

Prejudice
پیش داوری ، لطمه

معنی prehistoric به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی