pukka(h)
بادوام ،محکم ،خوب ،تمام عيار
کلمات مشابه

pulchritude
زيبايى ،خوش اندامى ،قشنگى

pulchritudinous
زيبا

pule
whimper(، )=whineناله وشکايت کردن ،باصدا حرکت کردن

pulex
جنس کيک

puli
(ج.ش ).سگ روستايى مجارستانى

pulicide
کيک کش

pulingly
ناله کنان ،جيک جيک کنان

pulka
سورتمه اى که گوزن انرامى کشد

pull
کشيدن دندان , بطرف خود کشيدن , بدنبال کشيدن

pull a face
ادا در اوردن

pull a good oar
خوب پارو زدن

pull a horse
دهنه اسب را کشيدن

pull a punch
ورزش : در موقع ضربه دست را کشيدن

pull away
کنار گرفتن ،عقب نشينى کردن

pull back
عقب کشيدن