کلمات مشابه

pull shot
ورزش : ضربه با اوردن پاى عقب جلو ميله و حرکت افقى چوب کريکت

pull the bell
زنگ را بزنيد،ريسمان زنگ را بکشيد

pull through
در تنگنا کمک يافتن ،در سختى بکسى کمک کردن ،در وضع خطرناکى انجام وظيفه کردن

pull to pieces
خرد کردن ،سخت انتقاد کردن

pull together
همکارى کردن

pull up to
به چيزى رسيدن ،با چيزى برابر شدن

pullback
پس رفتن ،عقب زدن ،قلاب ،فنر

pulled
تحليل رفته ،شکسته شده ،افتاده ،خشک کرده ،کنده

pulled muscle
ورزش : عضله کشيده شده

puller
دستگاه کشش ،کشنده